واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

601

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

ماده و پوستهاى پلنگ بربرى و سگان شكارى و چرغان و عقاب شكوه داده بر كلنگ و آهو و نخجير و مر قدر خان را با عزاز و اكرام باز گردانيد و او را لطف بسيار كرد و عذر خواست و چون قدر خان بلشكرگاه خود رسيد و آن چندان چيز از طرايف و متاع و سلاح و مال بديد متحير گشت و ندانست كه مكافات آن چگونه كند ، پس بفرمود خزينه‌دار را تا در خزينه بگشاد و مال بسيار بيرون آورد و بنزديك امير محمود فرستاد با چيزهاى كه از تركستان خيزد از اسپان نيك با نثار و آلت زرين و غلامان ترك با كمر و كيش بزر و باز و شاهين و مويهاى سمور و سنجاب و قاقم و روباه واداتها ساخت از پشم دو ميش ختو و طريف و ديباى چينى و دارخاشاك « 1 » چينى و آنچه بدين ماند و هر دو ملك از يكديگر جدا شدند برضا و صلح و نيكوى » « 2 » . اما راجع به نتايج سياسى اين ديدار : تصميم گرفته شد كه ماوراء النهر را به يارى مساعى مشترك از على تگين منتزع كنند و به يغان تگين « 3 » پسر دوم

--> ( 1 ) - كلمهء « دار خاشالى » در نسخهء خطى كمبريج « خاشاك » براى من نامفهوم است . [ شايد مقصود « دارچينى » باشد كه پوست درختى است - مترجم ] . ( 2 ) - ( داستان ديدار سلطان محمود و قدر خان كاملا در تأليف گرديزى [ زين الاخبار ] ، نسخهء خطى كمبريج ، ورقهاى b 125 - a 124 ؛ چاپ محمد ناظم ، 85 - 82 آمده است - هيئت تحريريه ) . ( 3 ) - در نسخه‌هاى خطى « يغا » و « يغان » آمده . البته « ن » در سكه‌ها هم ديده نمىشود : ، 721 ، 706 . S ، « nzen ؟ ber die Mu ؟ u » ، Dorn ) ؛ ماركوف ، « فهرست تملكات » ص 243 ؛ در هر دو مورد شخص ديگرى ، سواى پسر قدر خان در نظر است ) . مع هذا به نظر ما در اينجا كلمهء « يغان » ( فيل ) با قياس با كلمات ارسلان و بغرا به حقيقت بيشتر شبيه است . حذف « ن » در ديگر سكه‌ها نيز ديده شده است ( ماركوف ، « فهرست تملكات » ، ص 192 ) ( در چاپ انگليسى : n ؟ Yagha - تحريريه ) .